قرائت تحدير
اين قرائت، در
مقابل قرائت ترتيل مطرح شده است. حَدَر، بمعناى اسرع و حدور، بمعناى هبوط
است؛ چون هبوط با سرعت همراه است بخلاف صعود كه طبعا نمىتواند با سرعت
همراه باشد. شيخ طوسى در تفسير خويش مىنويسد:
«ترتيل: ترتيب حروف با توجه به اداى حق آنها (بطور كامل) وو تأمل و تثبيت در آنها هنگام تلاوت است. و حدر، اسراع در تلاوت است.»
اين جرزى در تفسير تحدير مىگويد:
«تحدير در نزد عالمان علم قرائت عبارت است از: درهم پيچيدن و سرعت بخشيدن و كوتاه كردن قرائت بواسطه قصر، تسكين، اختلاس، بدل، ادغام كبير و تخفيف همزه و مانند آن. البته از امورى كه بر جواز انجام آن، روايت صحيح آمده باشد و قرائت معتبر در آن وجود داشته باشد، همراه با انتخاب وصل (بجاى فصل) و رعايت اعراب و توجه به جايگاه و استحكام لفظ و تمكن حروف».
خلاصه تعريف ابن جرزى آن است كه «حدر» عبارت است از صحيح خوانى با حداكثر سرعت ممكن. روشن است كه در اين نوع قرائت رعايت تلحين و تغنى و ترجيع، كمتر امكانپذير است؛ چرا كه هر يك از اين امور نيازمند كندى در قرائت است.
از اين نوع قرائت در قرآن كريم يادى نشده است. و در روايات نيز قرائت تحدير ـ به اين لفظ ـ معنون نگرديده است. و اين عنوان، به عالمان علم قرائت و مفسرين استناد دارد؛ اما با اين همه امكان تأييد ضمنى اين نوع قرائت از لابلاى مضامين روايات ممكن است.
يكى از سنتهاى مطلوب دينى ختم قرآن است. ختم قرآن در مدت محدود، لزوما نيازمند سرعت در قرائت است. ائمه اطهار عليه السلام گرچه از ختم قرآن در كمتر از سه روز در ماه مبارك رمضان، و كمتر از شش روز در ماههاى ديگر منع كردهاند، اما قرائت مردم عادى در اين روزها نيازمند تحدير در قرائت است.
از سوى ديگر رواياتى وجود دارد كه استجاب قرائت قرآن در هر شب را بيان نموده و براى كسانى كه قرائت بيشترى را در هر شب داشته باشند، درجات والاترى را پيش بينى نموده است. در يكى از رواياتى كه كلينى و صدوق آن را در كتب خويش آوردهاند، ثواب قرائت كسى كه هر شب هزار آيه را بخواند، ذكر نمودهاند. روشن است قرائت قرآن به اين مقدار حتى بصورت تحدير هم نيازمند فرصت چند ساعت است، تا چه رسد به صورت ترتيل و... خوانده شود. اين روايت نيز دلالت التزامى بر مطلوبيت تحدير دارد.
شاهد سومى كه مىتواند به نوعى قرائت پيامبر اكرم (ص) را نيز بصورت تحدير بنماياند، روايتى است كه از حذيفه درباره يكى از موارد نماز شبانگاه پيامبر(ص) نقل شده است. در اين روايت، وى حكايت نمازى را مىنمايد كه پيامبر (ص) در آن سه سوره بقره، آل عمران و نساء را از آغاز تا پايان قرائت نموده است، خواندن اين مقدار قرآن در يك نماز و در يك شب نيازمند تحدير در قرائت است.
3ـ قرائت تحقيق
قرائت تحقيق، قرائت با نهايت تأنى و ارسال و آزاد ساختن و كشيدن صدا است. در اين قرائت تمام قواعد قرائت، مانند اشباع مد، اداى كامل حق حروف، رعايت وقفها حتى وقف جايز، ترك اسكان متحرك و ادغام و ترك قصر و اختلاس و... همه در قرائت تحقيق لازم است. از اين رو، اين قرائت به نوآموزان توصيه مىشود تا كم كم با تمرين آن بر قرائت ترتيل موفق شوند. بسيارى از قاريان در مقام قرائت بر شاگردان، از قرائت تحقيق استفاده مىكردند؛ چرا كه اين نحو قرائت، بر ضبط دقيقتر قرآن كمك فراوان مىنمايد.
با توجه به كاربرد اين نوع قرائت، روشن است كه اين نوع قرائت گرچه با تأنى و مد همراه است اما با قرائت به الحان ـ تغنى ـ تطريب و ترجيع تفاوت مىنمايد. اين قرائت كه خوبست قرائت آموزشى نامبرده شود، به القاى دقيق و صحيح حروف، كلمات و خصوصيات قرائت عنايت دارد.
4ـ قرائت تدوير
اين جزرى و بعضى از قراء ديگر به قرائت تدوير اشاره كردهاند و آن را بمعناى قرائتى بين تحقيق و تحدير دانستهاند.
بدين ترتيب قرائت تدوير، نه به سرعت تحدير و نه به كندى تحقيق است، و رعايت حق حروف و قواعد قرائت در آن ضرورى است.
بررسى ارتباط چهار قرائت ترتيل، تحدير، تحقيق و تدوير
با توجه به تعريفهايى كه از هر يك از قرائتهاى فوق ارائه شد، بنظر مىرسد بين دو قرائت ترتيل و تدوير تفاوتى نباشد. حداكثر تفاوتى كه بعضى از قرآن پژوهان ذكر كردهاند آن است كه در قرائت ترتيل، تدبر در قرآن نيز علاوه بر تناسب و وضوح بيان معتبر است؛ حال آن كه در قرائت تدوير، چنين ويژگى معنايى معتبر نيست. اما بر اساس آنچه در قرائت ترتيل آورديم، تدبر در معانى براى آفريدن احسن الترتيل معتبر است و الاّ قرائت ترتيل لزوما نيازمند همراهى با تدبر نيست. شايد در ديدگاه بعضى از قرآن پژوهان كه سه قرائت تدوير و تحقيق و تحدير را در كنار هم آورده و از ذكر قرائت ترتيل در اين سطح سرباز زدهاند، قرائت ترتيل مفهوم جامعى براى اين سه قرائت است؛ چرا كه همه اين قرائات بنحوى شامل دو ويژگى مقوم قرائت ترتيل مىباشند. اما در ديدگاه شيخ طوسى، كه ترتيل را در مقابل تحدير قرار داده است، نمىتوان ترتيل را مفهوم جامعى بحساب آورد. در نهايت بنظر مىرسد مراتب ادناى ترتيل، با تدوير تفاوتى نداشته باشد.
از جهت ديگر رابطه ترتيل و تحقيق نيز مىتواند عام و خاص مطلق باشد؛ يعنى گرچه هر تحقيقى ترتيل است؛ اما هر ترتيلى تحقيق نيست؛ اين نظريه را ابن جرزى بيان كرده است. اما جاى اين سئوال باقى است كه گرچه در قرائت تحقيق، بيان و اداى حروف بطور كامل صورت مىگيرد، ولى تعريف تحقيق، مقيد به رعايت تناسب و خوشخوانى نيست. از اين جهت مىتوان به قرائت تحقيقى كه ترتيل نباشد، واقف گرديد.
ترتيل و تحدير هم همانند ترتيل و تحقيق تفسير مىگردد با اين تفاوت كه اين جرزى ترتيل را شامل تحدير ندانسته است.
در نهايت بنظر مىرسد جز قرائت تدوير، قرائت ترتيل و تحقيق و تحدير داراى ويژگىهايى متمايز با يكديگر و يا لااقل غير منطبق بر هم مىباشند كه زمينه جداسازى اين انواع را فراهم آورده است.
بررسى مقايسهاى درجه مطلوبيت قرائت تحدير و ترتيل و تحقيق
قرائت تحقيق، اصولاً براى هدف ديگرى غير از نفس تلاوت در نظر گرفته مىشود. از اين روى در موارد آموزش و يا اقراء شيخ بر شاگردان، تنها اينگونه قرائت مطلوب است؛ و در غير از اين موارد مطلوبيت ويژهاى ندارد.
اما در ميان دو قرائت تحدير و ترتيل، سؤال بدين گونه مطرح مىشود: اگر مدت معينى به قرائت تحدير سپرى شود قارى بر قرائت آيات بيشترى موفق مىشود؛ حال در اين مدت معين، تحدير و بيش خوانى مطلوبتر است يا ترتيل و كم خوانى؟ گرچه خواندن تعداد آيات معين بصورت ترتيل ـ و در نتيجه در مدت زمانى بيشتر ـ از قرائت همان آيات بصورت تحدير ـ و مدت زمانى كمتر ـ بدون ترديد مطلوبتر است.
گروهى با توجه به بعضى از روايات، قرائت تحدير را كه ملازم با بيش خوانى است ترجيح دادهاند؛ چرا كه در حقيقت بيش خوانى قرآن داراى ثواب و اجر بيشتر و در نتيجه مطلوبتر است.
ابن مسعود از پيامبر اكرم (ص) نقل مىكند كه فرمود: «هر كس حرفى از كتاب خداوند را بخواند، براى او حسنهاى است و يك حسنه نيز ده برابر مىشود.»
در روايت ترمذى و طبرسى اين گونه وارد شده است كه بر هر حرفى ده حسنه است و در نقل طبرسى مقصود از بكل حرفٍ، صريح بيان شده كه مقصود از حرف، مجموعه «الم» (بعنوان مثال) نيست؛ بلكه خداوند به قرائت «الف» لام، ميم، هر كدام ده حسنه عطا مىكند.
گروه ديگر، قرائت ترتيل و كم خوانى را ترجيح دادهاند. دلايل اين گروه و آنچه به تأييد نظرشان اقامه مىشود، امور مختلفى است: اولاً اينگونه قرائت، با هدف و مقصود از قرآن كه همان فهم و تدبر و عمل به قرآن است، سازگار است. ثانيا: قرائت ترتيل با اجلال و توقير قرآن (كه از جمله آداب مواجهه با كلام «خداوند» است) تناسب بيشترى دارد؛ و در نتيجه تأثير بيشترى بر جان شنونده و خواننده مىگذارد.
ثالثا: اينگونه قرائت با سيره معصومين عليهم السلام، هماهنگ و منطبق است. امام هشتم على بن موسى عليهما السلام در روايتى كه به قرائت خويش اشاره فرمودهاند، توجه به معانى را در قرائت خود اينگونه بيان كردهاند:
«اگر من مىخواستم كه قرآن را در كمتر از سه روز نيز ختم كنم، مىتوانستم؛ ولى من به هيچ آيهاى نمىگذرم مگر آن كه در آن آيه و در شأن نزول و زمان نزول آن انديشه مىكنم، پس به اين جهت است كه در هر سه روز (و نه كمتر) يك ختم قرآن مىكنم.»
ابن جرزى به نقل از بعضى بزرگان تفاوت لطيفى را بين اين دو قرائت ذكر كرده است. وى مىنويسد:
«ثواب قرائت ترتيل و تدبر در قرآن از جهت ارزش (و كيفيت) بالاتر است و ثواب كثرت قرائت از جهت عدد (و كميت) بيشتر است. اولى مانند آن است كه كسى جواهر گرانبها يا عبد قيمتى را صدقه داده و آزاد كند، و دومى مانند آن است كه كسى درهمهاى زيادى را صدقه دهد و يا بندگان كم ارزش زيادى را در راه خدا آزاد نمايد.»
اين كيفيت گرايى و معناگرايى در حين قرائت، نه تنها بزرگان را به قرائت ترتيل مىكشاند كه گاهى به تكرار فراوان يك آيه وادار مىكرد بگونهاى كه محمد بن كعب القرظى مىگويد:
«خواندن دو سوره زلزال و قارعه» و تكرار و تفكر در آنها از شب تا صبح، در ديدگاه من از خواندن سريع قرآن بسيار مطلوبتر است.»
تكرار قرائت آيهاى واحده از شب تا صبح از پيامبر اكرم (ص) و بعضى از بزرگان به تبع آن حضرت نيز نقل شده است.
«ترتيل: ترتيب حروف با توجه به اداى حق آنها (بطور كامل) وو تأمل و تثبيت در آنها هنگام تلاوت است. و حدر، اسراع در تلاوت است.»
اين جرزى در تفسير تحدير مىگويد:
«تحدير در نزد عالمان علم قرائت عبارت است از: درهم پيچيدن و سرعت بخشيدن و كوتاه كردن قرائت بواسطه قصر، تسكين، اختلاس، بدل، ادغام كبير و تخفيف همزه و مانند آن. البته از امورى كه بر جواز انجام آن، روايت صحيح آمده باشد و قرائت معتبر در آن وجود داشته باشد، همراه با انتخاب وصل (بجاى فصل) و رعايت اعراب و توجه به جايگاه و استحكام لفظ و تمكن حروف».
خلاصه تعريف ابن جرزى آن است كه «حدر» عبارت است از صحيح خوانى با حداكثر سرعت ممكن. روشن است كه در اين نوع قرائت رعايت تلحين و تغنى و ترجيع، كمتر امكانپذير است؛ چرا كه هر يك از اين امور نيازمند كندى در قرائت است.
از اين نوع قرائت در قرآن كريم يادى نشده است. و در روايات نيز قرائت تحدير ـ به اين لفظ ـ معنون نگرديده است. و اين عنوان، به عالمان علم قرائت و مفسرين استناد دارد؛ اما با اين همه امكان تأييد ضمنى اين نوع قرائت از لابلاى مضامين روايات ممكن است.
يكى از سنتهاى مطلوب دينى ختم قرآن است. ختم قرآن در مدت محدود، لزوما نيازمند سرعت در قرائت است. ائمه اطهار عليه السلام گرچه از ختم قرآن در كمتر از سه روز در ماه مبارك رمضان، و كمتر از شش روز در ماههاى ديگر منع كردهاند، اما قرائت مردم عادى در اين روزها نيازمند تحدير در قرائت است.
از سوى ديگر رواياتى وجود دارد كه استجاب قرائت قرآن در هر شب را بيان نموده و براى كسانى كه قرائت بيشترى را در هر شب داشته باشند، درجات والاترى را پيش بينى نموده است. در يكى از رواياتى كه كلينى و صدوق آن را در كتب خويش آوردهاند، ثواب قرائت كسى كه هر شب هزار آيه را بخواند، ذكر نمودهاند. روشن است قرائت قرآن به اين مقدار حتى بصورت تحدير هم نيازمند فرصت چند ساعت است، تا چه رسد به صورت ترتيل و... خوانده شود. اين روايت نيز دلالت التزامى بر مطلوبيت تحدير دارد.
شاهد سومى كه مىتواند به نوعى قرائت پيامبر اكرم (ص) را نيز بصورت تحدير بنماياند، روايتى است كه از حذيفه درباره يكى از موارد نماز شبانگاه پيامبر(ص) نقل شده است. در اين روايت، وى حكايت نمازى را مىنمايد كه پيامبر (ص) در آن سه سوره بقره، آل عمران و نساء را از آغاز تا پايان قرائت نموده است، خواندن اين مقدار قرآن در يك نماز و در يك شب نيازمند تحدير در قرائت است.
3ـ قرائت تحقيق
قرائت تحقيق، قرائت با نهايت تأنى و ارسال و آزاد ساختن و كشيدن صدا است. در اين قرائت تمام قواعد قرائت، مانند اشباع مد، اداى كامل حق حروف، رعايت وقفها حتى وقف جايز، ترك اسكان متحرك و ادغام و ترك قصر و اختلاس و... همه در قرائت تحقيق لازم است. از اين رو، اين قرائت به نوآموزان توصيه مىشود تا كم كم با تمرين آن بر قرائت ترتيل موفق شوند. بسيارى از قاريان در مقام قرائت بر شاگردان، از قرائت تحقيق استفاده مىكردند؛ چرا كه اين نحو قرائت، بر ضبط دقيقتر قرآن كمك فراوان مىنمايد.
با توجه به كاربرد اين نوع قرائت، روشن است كه اين نوع قرائت گرچه با تأنى و مد همراه است اما با قرائت به الحان ـ تغنى ـ تطريب و ترجيع تفاوت مىنمايد. اين قرائت كه خوبست قرائت آموزشى نامبرده شود، به القاى دقيق و صحيح حروف، كلمات و خصوصيات قرائت عنايت دارد.
4ـ قرائت تدوير
اين جزرى و بعضى از قراء ديگر به قرائت تدوير اشاره كردهاند و آن را بمعناى قرائتى بين تحقيق و تحدير دانستهاند.
بدين ترتيب قرائت تدوير، نه به سرعت تحدير و نه به كندى تحقيق است، و رعايت حق حروف و قواعد قرائت در آن ضرورى است.
بررسى ارتباط چهار قرائت ترتيل، تحدير، تحقيق و تدوير
با توجه به تعريفهايى كه از هر يك از قرائتهاى فوق ارائه شد، بنظر مىرسد بين دو قرائت ترتيل و تدوير تفاوتى نباشد. حداكثر تفاوتى كه بعضى از قرآن پژوهان ذكر كردهاند آن است كه در قرائت ترتيل، تدبر در قرآن نيز علاوه بر تناسب و وضوح بيان معتبر است؛ حال آن كه در قرائت تدوير، چنين ويژگى معنايى معتبر نيست. اما بر اساس آنچه در قرائت ترتيل آورديم، تدبر در معانى براى آفريدن احسن الترتيل معتبر است و الاّ قرائت ترتيل لزوما نيازمند همراهى با تدبر نيست. شايد در ديدگاه بعضى از قرآن پژوهان كه سه قرائت تدوير و تحقيق و تحدير را در كنار هم آورده و از ذكر قرائت ترتيل در اين سطح سرباز زدهاند، قرائت ترتيل مفهوم جامعى براى اين سه قرائت است؛ چرا كه همه اين قرائات بنحوى شامل دو ويژگى مقوم قرائت ترتيل مىباشند. اما در ديدگاه شيخ طوسى، كه ترتيل را در مقابل تحدير قرار داده است، نمىتوان ترتيل را مفهوم جامعى بحساب آورد. در نهايت بنظر مىرسد مراتب ادناى ترتيل، با تدوير تفاوتى نداشته باشد.
از جهت ديگر رابطه ترتيل و تحقيق نيز مىتواند عام و خاص مطلق باشد؛ يعنى گرچه هر تحقيقى ترتيل است؛ اما هر ترتيلى تحقيق نيست؛ اين نظريه را ابن جرزى بيان كرده است. اما جاى اين سئوال باقى است كه گرچه در قرائت تحقيق، بيان و اداى حروف بطور كامل صورت مىگيرد، ولى تعريف تحقيق، مقيد به رعايت تناسب و خوشخوانى نيست. از اين جهت مىتوان به قرائت تحقيقى كه ترتيل نباشد، واقف گرديد.
ترتيل و تحدير هم همانند ترتيل و تحقيق تفسير مىگردد با اين تفاوت كه اين جرزى ترتيل را شامل تحدير ندانسته است.
در نهايت بنظر مىرسد جز قرائت تدوير، قرائت ترتيل و تحقيق و تحدير داراى ويژگىهايى متمايز با يكديگر و يا لااقل غير منطبق بر هم مىباشند كه زمينه جداسازى اين انواع را فراهم آورده است.
بررسى مقايسهاى درجه مطلوبيت قرائت تحدير و ترتيل و تحقيق
قرائت تحقيق، اصولاً براى هدف ديگرى غير از نفس تلاوت در نظر گرفته مىشود. از اين روى در موارد آموزش و يا اقراء شيخ بر شاگردان، تنها اينگونه قرائت مطلوب است؛ و در غير از اين موارد مطلوبيت ويژهاى ندارد.
اما در ميان دو قرائت تحدير و ترتيل، سؤال بدين گونه مطرح مىشود: اگر مدت معينى به قرائت تحدير سپرى شود قارى بر قرائت آيات بيشترى موفق مىشود؛ حال در اين مدت معين، تحدير و بيش خوانى مطلوبتر است يا ترتيل و كم خوانى؟ گرچه خواندن تعداد آيات معين بصورت ترتيل ـ و در نتيجه در مدت زمانى بيشتر ـ از قرائت همان آيات بصورت تحدير ـ و مدت زمانى كمتر ـ بدون ترديد مطلوبتر است.
گروهى با توجه به بعضى از روايات، قرائت تحدير را كه ملازم با بيش خوانى است ترجيح دادهاند؛ چرا كه در حقيقت بيش خوانى قرآن داراى ثواب و اجر بيشتر و در نتيجه مطلوبتر است.
ابن مسعود از پيامبر اكرم (ص) نقل مىكند كه فرمود: «هر كس حرفى از كتاب خداوند را بخواند، براى او حسنهاى است و يك حسنه نيز ده برابر مىشود.»
در روايت ترمذى و طبرسى اين گونه وارد شده است كه بر هر حرفى ده حسنه است و در نقل طبرسى مقصود از بكل حرفٍ، صريح بيان شده كه مقصود از حرف، مجموعه «الم» (بعنوان مثال) نيست؛ بلكه خداوند به قرائت «الف» لام، ميم، هر كدام ده حسنه عطا مىكند.
گروه ديگر، قرائت ترتيل و كم خوانى را ترجيح دادهاند. دلايل اين گروه و آنچه به تأييد نظرشان اقامه مىشود، امور مختلفى است: اولاً اينگونه قرائت، با هدف و مقصود از قرآن كه همان فهم و تدبر و عمل به قرآن است، سازگار است. ثانيا: قرائت ترتيل با اجلال و توقير قرآن (كه از جمله آداب مواجهه با كلام «خداوند» است) تناسب بيشترى دارد؛ و در نتيجه تأثير بيشترى بر جان شنونده و خواننده مىگذارد.
ثالثا: اينگونه قرائت با سيره معصومين عليهم السلام، هماهنگ و منطبق است. امام هشتم على بن موسى عليهما السلام در روايتى كه به قرائت خويش اشاره فرمودهاند، توجه به معانى را در قرائت خود اينگونه بيان كردهاند:
«اگر من مىخواستم كه قرآن را در كمتر از سه روز نيز ختم كنم، مىتوانستم؛ ولى من به هيچ آيهاى نمىگذرم مگر آن كه در آن آيه و در شأن نزول و زمان نزول آن انديشه مىكنم، پس به اين جهت است كه در هر سه روز (و نه كمتر) يك ختم قرآن مىكنم.»
ابن جرزى به نقل از بعضى بزرگان تفاوت لطيفى را بين اين دو قرائت ذكر كرده است. وى مىنويسد:
«ثواب قرائت ترتيل و تدبر در قرآن از جهت ارزش (و كيفيت) بالاتر است و ثواب كثرت قرائت از جهت عدد (و كميت) بيشتر است. اولى مانند آن است كه كسى جواهر گرانبها يا عبد قيمتى را صدقه داده و آزاد كند، و دومى مانند آن است كه كسى درهمهاى زيادى را صدقه دهد و يا بندگان كم ارزش زيادى را در راه خدا آزاد نمايد.»
اين كيفيت گرايى و معناگرايى در حين قرائت، نه تنها بزرگان را به قرائت ترتيل مىكشاند كه گاهى به تكرار فراوان يك آيه وادار مىكرد بگونهاى كه محمد بن كعب القرظى مىگويد:
«خواندن دو سوره زلزال و قارعه» و تكرار و تفكر در آنها از شب تا صبح، در ديدگاه من از خواندن سريع قرآن بسيار مطلوبتر است.»
تكرار قرائت آيهاى واحده از شب تا صبح از پيامبر اكرم (ص) و بعضى از بزرگان به تبع آن حضرت نيز نقل شده است.
+ نوشته شده در شنبه نهم مهر 1390ساعت 13:6  توسط محمد یاسین مقدسی
|
