كيفيت قرائت ائمه اطهار عليهم السلام(ـ قرائت حَسَن - خوشخوانى)


قرائت همه ائمه اطهار عليهم السلام متأسفانه نقل نشده است؛ اما در باره قرائت امام سجاد، باقر و كاظم عليهم السلام رواياتى در دست است. يكى از ويژگى‏هاى قرائت ائمه خوشخوانى آن است: على بن محمد نوفلى مى‏گويد: نزد حضرت ابى الحسن (امام كاظم) (ع) از «صدا» ياد كردم پس حضرت فرمودند:

«حضرت على بن الحسين (ع) قرائت (قرآن) مى‏نمود، پس چه بسا عابرى بر او مى‏گذشت و از نيكويى صداى قرائتش به حالت صعقه و بيهوشى مى‏افتاد. هر آينه اگر «امام» از اين موضوع (قرائت خوش) چيزى اظهار كند، به جهت نيكوئى‏اش، مردم را تاب تحمل شنيدن نيست.»)

امام صادق عليه السلام نيز در توصيف پدر و جد خويش اينگونه فرمودند:

«على بن الحسين (عليهما السلام) در قرائت قرآن، از همه مردم خوش صداتر بود و (هنگام قرائت) صدايش را بگونه‏اى بلند مى‏نمود كه اهل خانه بشنوند. ابا جعفر (امام باقر (عليه السلام) نيز (چون پدر) در قرائت قرآن خوش صداترين بود، هنگامى كه شبانگاه برخاسته و به قرائت مى‏پرداخت، صدايش را (به قرائت) بلند مى‏نمود پس ساقيان و افراد ديگرى كه در راه بر (منزلش) عبور مى‏نمودند، ايستاده و به قرائتش گوش فرا مى‏دادند»)

از اين دو روايت نيز تفاوت درجات خوشخوانى استفاده مى‏شود؛ چرا كه گاهى قرائت نيكوى امام (ع)، زانوان عابران را از حركت باز مى‏ايستاند. و گاهى بر جان مستمع حالت غشوه و صعقه مى‏انداخته است.

2ـ قرائت همراه با حُزْن

قرائت حزين نيز به امام باقر و كاظم عليهماالسلام منسوب است: حفص بن غياث به نقل معتبرى ويژگى قرائت امام كاظم (ع) را اينگونه بيان كرده است:

كسى را نيافتم كه به اندازه موسى بن جعفر (عليهماالسلام) بر خويش بترسد و بر مردم اميدوار باشد، قرائت وى محزون بود و در هنگام قرائت گويا انسانى را مخاطب قرار داده بود.»)

مرحوم مجلسى نيز حكايتى از قرائت امام باقر (ع) را بدين صورت نقل كرده است:

«جماعتى از حضرت باقر (ع) اذن گرفته و بر حضرتش وارد شدند، اينان گفتند: هنگامى كه داخل دالان شديم ناگهان قرائتى سريانى را شنيديم كه با صداى نيكو مى‏خواند و گريه مى‏كرد بطورى كه بعضى از ما نيز به گريه افتاديم ولى مضمون گفتارش را نمى‏فهميديم، گمان برديم كه در نزد حضرت كسى است. لذا هنگام شرفيابى به محضرش گفتيم: ما قرائت سريانى شنيديم كه با صداى محزون همراه بود؛ حضرت فرمودند: من بياد مناجات «اليا»ى پيامبر افتادم و مرا به گريه انداخت.)

قرائت حزين امام باقر عليه السلام گرچه در مورد ذكر و مناجات با خدا بوده است، اما بنظر مى‏رسد اختصاصى به ذكر نداشته است؛ خصوصا كه قرائت قرآن نيز مشتمل بر ذكر و دعا است. تأثير شنوندگان از صداى امام باقر عليه السلام گرچه مضمون كلام را هم نمى‏دانسته‏اند، قابل توجه است. در موارد ديگرى نيز تأثير قرائت محزون ائمه (ع) بر شنوندگان نقل شده است: مناقب اين شهر آشوب آورده است:

«امام كاظم خوش صداترين مردم در قرائت قرآن بود، هنگام قرائت قرآن محزون شده و مى‏گريست و شنوندگان نيز به قرائتش مى‏گريستند، وى از خشيت الهى آنقدر مى‏گريست كه محاسنش به اشك‏ها آغشته مى‏شد

كيفيت قرائت پيامبر اكرم(ص) 1 ـ قرائت ترتيل


قرآن كريم چنان كه از قرائت جبرئيل به نحو ترتيل ياد نموده است، پيامبر اكرم(ص) را نيز به اينگونه قرائت امر كرده است؛ در سوره مزمل مى‏فرمايد: «و قرآن را بصورت «ترتيل» و قرائت كن.»

روشن است كه پيامبرى كه قبل از هر چيز افتخار بندگى پروردگار خويش را دارد، به امر الهى گردن نهاده و به گونه ترتيل قرائت مى‏نموده است.

در آيه شريفه ديگر قرائت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم قرائت همراه با تأنى و مَكث ذكر شده است، در سوره مباركه اسراء مى‏فرمايد:

«و قرآنى را جزء جزء بر تو نازل كرديم تا آنرا بتدريج و تأنى بر مردم قرائت نمايى»

با توجه به تعبير «لتقرأه على الناس على مكث» كه در اين آيه آمده است و با نظر به تفاسير اين آيه ظاهرا «قرائت على مُكث» همان قرائت ترتيلى است، گرچه بعضى از اين تعبير، صرف تدريج در قرائت و تنجيم قرآن را فهميده‏اند.

كيفيت قرائت جبرائيل هنگام نزول قرآن

اولين بارى كه قرآن در جلوه «قرآن صوتى» عينيت يافته است، هنگام قرائت فرشته امين وحى بر پيامبر اكرم(ص) بوده است. گرچه نزول دفعى قرآن، با معيارهاى قابل شناخت ما بعيد است از نوع گفتار معمولى و تدريجى باشد، اما نزول تدريجى قرآن در طول دوران رسالت اينگونه بوده است. قرآن كريم صريحا به گفتار بودن وحى الهى و هنگام نزول اشاره مى‏نمايد. در سوره تكوير آمده است:

(انه لقول رسول كريم) «هر آينه آن [قرآن] گفته فرستاده‏اى بزرگوار [جبرائيل] است.»

قرآن كريم، بر خلاف كتاب‏هاى آسمانى ديگر كه بصورت «الواح» يا «كتاب» بر پيامبران عرضه مى‏گرديد، بصورت كلام و «قول» بر پيامبر اسلام فرو فرستاده شد؛ به همين جهت اهل كتاب، كيفيت وحى را ناآشنا مى‏انگاشته از پيامبر (ص) در خواست آوردن كتاب مدون مى‏نمودند.اما قرآن كريم بطور جداگانه و مرتّل نازل گرديد. قرآن كريم در سوره فرقان ضمن اشاره به گفته كافران و درخواست آنان، مبنى بر نزول دفعى قرآن و رد درخواست آنان، كيفيت نزول قرآن را بصورت ترتيل معرفى مى‏نمايد. ولى با اين حال قرائت ترتيل از جهت صفت به روش واحدى نبوده است؛ شخص پيامبر اكرم(ص) كه مخاطب سروش وحى بوده است، بر اثر تفاوت نوع ترتيل جبرئيل، به گونه‏هاى مختلفى منفعل و متأثر مى‏گشته است؛ هنگامى كه «حارث بن هشام» از حضرتش سئوال نمود كه: وحى چگونه بر شما نازل مى‏شود، پيامبر (ص) فرمودند:

گاهى صدايى همانند صداى جرس به گوش من مى‏رسيد؛ وحيى كه اينگونه بر من نازل مى‏شد، سخت گران و سنگين بود. سپس اين صدا قطع مى‏شد و آنچه را جبرئيل مى‏گفت فرا مى‏گرفتم. و گاهى جبرئيل به صورت مردى بر من فرود مى‏آمد و با من سخن مى‏گفت و من گفته‏هاى او را حفظ مى‏كردم.

در اين گفتار پيامبر(ص) به دو نوع وحى اشاره نموده‏اند كه يكى بسيار ثقيل و ديگرى كمى لطيف‏تر بوده است. متحمل است به اقتضاى تنوع مفاهيمى كه در هر مرحله از نزول تدريجى قرآن وجود داشته است، شيوه انزال و قرائت جبرائيل متفاوت بوده است. ره‏آورى كه از اين احتمال بدست مى‏آيد، مطلوبيت تفاوت قرائت قرآن با توجه به كيفيت و نوع معانى آيات است.

روايات ديگرى درباره كيفيت نزول قرآن وارد شده است كه مى‏تواند شاهدى بر صدق احتمال فوق باشد؛ در روايتى از پيامبر اكرم(ص) آمده است كه «قرآن با شكوه و جلال و بزرگى (تفخيم) نازل شده است ». ناقل روايت فوق از قول حليمىّ نقل مى‏كند كه:

مقصود روايت فوق آن است كه قرائت مردانه خوانده شود و با نرمى قرائت زنانه خوانده نشود. روايت ديگرى محمد بن ابى عمير از قول امام صادق عليه السلام نقل كرده كه حضرتش فرمودند:

«هر آينه قرآن همراه با حزن (و بصورت حزين) نازل شده است.»

گرچه جمع بين دو قرائت «مفخم» و «حزين» ناممكن نيست، اما ظاهر اين دو روايت بر لزوم توجه به اختلاف در قرائت قرآن نزديكتر است؛ به تعبير ديگر بنظر مى‏رسد گاهى وصف غالب قرائت هنگام نزول، كوبندگى و جلال بوده و گاهى صداى حزين جبرائيل. و وصف حزن آن بيش از هر چيز، شنونده كلام وحى را بخود جلب مى‏كرده است.