7ـ قرائت با صداى متوسط

در مورد جهر و اخفات قرائت نيز حد خاصى توصيه شده است. جز در بعضى از موارد كه بطور خاص قرائت اخفاتى توصيه و يا لازم شمرده شده است، بعنوان نمونه در نمازهاى ظهر و عصر، بطور كلى قرائت قرآن با صوت ميانه و معتدل توصيه شده است.

ابن ادريس از كتاب محمد بن على بن محبوب به سند معتبرى از امام صادق عليه‏السلام نقل نموده است كه فرمود:

«همانا امام على بن الحسين عليهما السلام خوش صداترين مردم در قرائت قرآن بود و صدايش را بلند مى‏كرد تا آن جا كه اهل خانه بشنوند.»

البته مقصود از صداى بلند در مقابل صداى آهسته و اخفاتى است ولى حدّ صوت بلند بايد رعايت شود و صدا معتدل باشد. پيامبر اكرم (ص) در اين باره به اباذر فرمودند:

«اى اباذر صدايت را در هنگام (تشييع) جنازه، در كارزار و [قرائت] قرآن پايين بياور.»

هنگامى كه ابابصير براى درمان درد روحى خويش خدمت اما باقر عليه السلام عرض حال مى‏نمود گفت كه:

«وقتى قرآن را با صداى بلند مى‏خوانم شيطان بر من در مى‏آيد.] وسوسه‏ام مى‏كند].»

حضرت باقر عليه السلام درد وى را قرائت بسيار بلند دانسته فرمودند:

ادامه نوشته

6ـ قرائت همراه با جان

بعضى از قرائت‏هاى منقوله در بررسى تاريخى، حاوى قرائت حزين بود. امام صادق عليه السلام قرائت هنگام نزول را، حزين اعلام داشته و درخواست آفريدن چنين قرائتى را نيز از مسلمين دارند. ايشان مى‏فرمايند:

«همانا قرآن با حزن نازل شد پس شما نيز آن را با حزن قرائت كنيد.»

از كلام ديگرى كه از امام صادق (ع) نقل شده به دست مى‏آيد كه ادب قرائت كتب آسمانى ديگر نيز قرائت با صوت حزين بوده است. در اين روايت آمده است:

«خداوند عزوجل به موسى بن عمران وحى كرد كه هنگامى كه در مقابل من مى‏ايستى چون افراد بينوا و ذليل بايست و هنگامى كه تورات مى‏خوانى با صداى حزين آن را بمن بشنوان.»

كيفيت قرائت ائمه اطهار عليهم السلام(ـ قرائت حَسَن - خوشخوانى)


قرائت همه ائمه اطهار عليهم السلام متأسفانه نقل نشده است؛ اما در باره قرائت امام سجاد، باقر و كاظم عليهم السلام رواياتى در دست است. يكى از ويژگى‏هاى قرائت ائمه خوشخوانى آن است: على بن محمد نوفلى مى‏گويد: نزد حضرت ابى الحسن (امام كاظم) (ع) از «صدا» ياد كردم پس حضرت فرمودند:

«حضرت على بن الحسين (ع) قرائت (قرآن) مى‏نمود، پس چه بسا عابرى بر او مى‏گذشت و از نيكويى صداى قرائتش به حالت صعقه و بيهوشى مى‏افتاد. هر آينه اگر «امام» از اين موضوع (قرائت خوش) چيزى اظهار كند، به جهت نيكوئى‏اش، مردم را تاب تحمل شنيدن نيست.»)

امام صادق عليه السلام نيز در توصيف پدر و جد خويش اينگونه فرمودند:

«على بن الحسين (عليهما السلام) در قرائت قرآن، از همه مردم خوش صداتر بود و (هنگام قرائت) صدايش را بگونه‏اى بلند مى‏نمود كه اهل خانه بشنوند. ابا جعفر (امام باقر (عليه السلام) نيز (چون پدر) در قرائت قرآن خوش صداترين بود، هنگامى كه شبانگاه برخاسته و به قرائت مى‏پرداخت، صدايش را (به قرائت) بلند مى‏نمود پس ساقيان و افراد ديگرى كه در راه بر (منزلش) عبور مى‏نمودند، ايستاده و به قرائتش گوش فرا مى‏دادند»)

از اين دو روايت نيز تفاوت درجات خوشخوانى استفاده مى‏شود؛ چرا كه گاهى قرائت نيكوى امام (ع)، زانوان عابران را از حركت باز مى‏ايستاند. و گاهى بر جان مستمع حالت غشوه و صعقه مى‏انداخته است.

2ـ قرائت همراه با حُزْن

قرائت حزين نيز به امام باقر و كاظم عليهماالسلام منسوب است: حفص بن غياث به نقل معتبرى ويژگى قرائت امام كاظم (ع) را اينگونه بيان كرده است:

كسى را نيافتم كه به اندازه موسى بن جعفر (عليهماالسلام) بر خويش بترسد و بر مردم اميدوار باشد، قرائت وى محزون بود و در هنگام قرائت گويا انسانى را مخاطب قرار داده بود.»)

مرحوم مجلسى نيز حكايتى از قرائت امام باقر (ع) را بدين صورت نقل كرده است:

«جماعتى از حضرت باقر (ع) اذن گرفته و بر حضرتش وارد شدند، اينان گفتند: هنگامى كه داخل دالان شديم ناگهان قرائتى سريانى را شنيديم كه با صداى نيكو مى‏خواند و گريه مى‏كرد بطورى كه بعضى از ما نيز به گريه افتاديم ولى مضمون گفتارش را نمى‏فهميديم، گمان برديم كه در نزد حضرت كسى است. لذا هنگام شرفيابى به محضرش گفتيم: ما قرائت سريانى شنيديم كه با صداى محزون همراه بود؛ حضرت فرمودند: من بياد مناجات «اليا»ى پيامبر افتادم و مرا به گريه انداخت.)

قرائت حزين امام باقر عليه السلام گرچه در مورد ذكر و مناجات با خدا بوده است، اما بنظر مى‏رسد اختصاصى به ذكر نداشته است؛ خصوصا كه قرائت قرآن نيز مشتمل بر ذكر و دعا است. تأثير شنوندگان از صداى امام باقر عليه السلام گرچه مضمون كلام را هم نمى‏دانسته‏اند، قابل توجه است. در موارد ديگرى نيز تأثير قرائت محزون ائمه (ع) بر شنوندگان نقل شده است: مناقب اين شهر آشوب آورده است:

«امام كاظم خوش صداترين مردم در قرائت قرآن بود، هنگام قرائت قرآن محزون شده و مى‏گريست و شنوندگان نيز به قرائتش مى‏گريستند، وى از خشيت الهى آنقدر مى‏گريست كه محاسنش به اشك‏ها آغشته مى‏شد