موضع جوف :
«جَوف» در لغت به معناي «درون – ميان – بطن» آمده است . «اَجوَف» يعني «ميان تهي» .
در اصطلاح تجويد ، به«حجم و فضاي خالي دستگاه تکلم» گفته مي شود .
اين موضع در واقع يک مخرج بيشتر ندارد . به عبارت ديگر ، خودش ، «مخرج اول» دستگاه تکلم محسوب مي شود .
مخرج اول : محل خروج «حروف مد»
اين حروف بدون تکيه به قسمت معيني از دستگاه تکلم ، در فضاي دهان توليد و خارج مي شوند .
«حروف مد» عبارتند از : الف مدي ، واو مدي ، ياء مدي
اين سه حرف در کلمات «اتُوني» ، «اوُذينا» و «اوُتينا» جمع آمده اند .
الف مدي : صدائي است که از کشيده شدن «فتحه» حاصل مي شود .
هنگام تلفظ الف مدي ، تنه زبان به پايين و کمي عقب متمايل مي شود و آرواره ي زيرين ، با کمي پايين آمدن به باز شدن دهان کمک مي کند و با کشش صوت ، الف مدي توليد مي شود . اگر اين حالت از لحاظ زماني به نصف کاهش پيدا کند ، «فتحه» توليد مي گردد.
لذا در زبان عرب ، هيچ تفاوتي در تلفظ «فتحه» و «الف مدي» نيست مگر از لحاظ «زمان» کشش صوت .
تفاوت حالت ترقيق الف مدي (رقيق و نازک شدن صداي الف) با حالت تفخيم آن (پر حجمي و صداي درشت الف) در اين است که سطح زبان در حالت ترقيق نسبت به تفخيم آن از سقف فاصله کمتري دارد ؛ و در الف مفخّم ، به کف دهان نزديک تر مي شود . ملاحظه مي گردد که اين صدا به مخرج حرف خاصي ، تکيه و تمايل ويژه ندارد که بتوان آن حرف را مادر الف مدي دانست و لذا الف مدي ، مطلقاً جوفي است .
واو مدي : عبارتست از «واو ساکنه ي ماقبل ، مضموم»
هنگام تلفظ واو مدي ، جلوي زبان به پايين و عقب زبان ، به سوي کام بالا متمايل مي شود . البته تا حدي که عبور هوا از ميان زبان و کام بالا هيچ سايشي ايجاد نکند .
اگر اين حالت از لحاظ زماني به نصف کاهش پيدا کند ، «ضمه» توليد مي شود . پس :
در زبان عرب ، هيچ تفاوتي بين «ضمه» و «واو مدي» نيست مگر از لحاظ زمان کشش صوت .
ياءمدي : عبارتست از «ياء ساکنه ي ماقبل ، مکسور» .
هنگام تلفظ ياء مدي ، تنه زبان به جلو و بالا و عقب زبان به پايين ميل مي کند . در اين حالت ، تنه زبان، کمترين فاصله را با سقف دهان دارد اما نه به حدي که هواي خروجي از ميان آنها ، دچار سايش گردد . اگر اين حالت از لحاظ زماني به نصف کاهش يابد ، صداي «کسره» توليد مي شود. پس:
در زبان عرب ، هيچ تفاوتي بين «کسره» و «ياءمدي» نيست مگر از لحاظ زمان کشش صوت .
ملاحظه مي شود هر سه حرف مد در تلفظ خود ، از ايجاد سايش جريان هوا ، خودداري مي کنند و ار آنجا که در مسير خروج خود با هيچ عضوي ، اصطکاک ندارند ، به حروف «جوفيه» و نيز «هوائيه» مشهورند .